کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: شعر
موضوعات

اشعار



زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها با سر مطهر برادر

شاعر : محمدجواد شیرازی     نوع شعر : مرثیه     وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع     قالب شعر : غزل    

منزل به منزل، غصه‌ام، اشک روانم            با دستِ بسته، پشت محمل، روضه خوانم

خورشید، بعد از سال‌ها روی مرا دید            او هم دگـر فـهـمـید که بی سـایـه‌بـانـم


در محـمـل بی پرده رفـتـم بین انـظار            آتـش گـرفـتــه بـنـد بـنـد اسـتـخــوانــم

دریــاب حــال دخــتــر دردانــه‌ات را            اشـک یـتـیـمـی‌اش زده آتـش به جـانم

شـد هـم کـلامـم ابن مـرجـانـه، برادر            فــرزنــد بـد‌کــاره زده زخــم زبــانــم

با خـطـبـه‌هـایم خوار کردم بی‌حـیا را            صوت پدر خارج شد انگار از دهـانم

می‌خواست زین العابدین را سر بِبُـرد            سـیـنـه سـپـر کـردم که باشد در امـانم

لب‌هـای تو خـونی شد و من دردم آمد            آشـفـتـه از بـرخـورد چـوب خـیزرانم

باور نمی‌کـردم که در زنـدان بخـوابم            بـاور نـمـی‌کـردم شـود ایـن امـتـحـانم

نـذرم شـده ایـن که بـیـایـم اربـعـیـنـت            تـا قـبـر خـاکـی‌ات، اگـر زنـده بـمـانم

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایات معتبر حذف شد زیرا همانطور که در کتب منتهی الآمال ص ۴۸۳؛ اربعین الحسینیه ص ۲۳۳؛ تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین ص ۲۱۱؛ مقتل جامع ج۱ ص ۱۴۱، مقتل تحقیقی ص ۲۶۸، پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص ۳۰۴ و دیگر کتب معتبر آمده است سر به چوبۀ محمل زدن، مغایرت با روایت های معتبر است؛ این قصه اوّلین بار در کتاب نورالعین منسوب به اسفراینی جعل شده است جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

مـاه دل آرایم، به شوقـت سر شکـستم            وقتی که کـامل شد رخـت در آسـمـانم

زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها با سر مطهر برادر در کوفه

شاعر : سیدرضا مؤید نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

ای هم‌سـفر! که با سر پاکـت سفر کنم            خون گریم و بر این سر خونین، نظر کنم

قـرآن نـاطـقـم! به سـرم سـایه کرده‌ای            تـا در پــنــاه سـایـۀ قــرآن سـفـر کـنـم


خواهم سرت ز نیزه بگیرم، به بر نهم            لیک از دراز دسـتی دشمن، حـذر کنم

شب تیره است و راه مخوف، ای هلال من!            با نور روی تو، شب خود را سحر کنم

مبهـوت، دخـترت شده از دیدن سرت            گاهی نظر به دختر و گاهی به سر کنم

با من گر ای حسین، نگویی سخن، مگو            چون صبرِ بیش‌تر، ز غـمِ بیش‌تر کنم

با دخـتـر صـغـیـرۀ خود کـن تَـکـلـّمی            کز بهـر آن سه ساله، گـمان خطر کنم

شعری به اشک و آه "مؤید" سرود و من            امـضا بر این مقـاله ز خـون‌جگـر کنم

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایات معتبر حذف شد زیرا همانطور که در کتب منتهی الآمال ص ۴۸۳؛ اربعین الحسینیه ص ۲۳۳؛ تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین ص ۲۱۱؛ مقتل جامع ج۱ ص ۱۴۱، مقتل تحقیقی ص ۲۶۸، پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص ۳۰۴ و دیگر کتب معتبر آمده است سر به چوبۀ محمل زدن، مغایرت با روایت های معتبر است؛ این قصه اوّلین بار در کتاب نورالعین منسوب به اسفراینی جعل شده است جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

رنگین شده است موی تو از خون عارضت

من هم خضاب، موی خود از خون سر کنم

زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در هنگام ورود به کوفه

شاعر : رضا یزدانی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : مثنوی

همین‌که سایه‌ات را بر سرم دارم، خدا را شکر            همین‌که در هوای تو گرفتارم، خدا را شکر

 نبینم گریه‌باران است چشمت، آسمان من            مزن آتش به جان عالم و آدم، جهان من


اگر زینب نبیند اشک‌هایت را که زینب نیست            اگر نشناسد آن سوز صدایت را که زینب نیست

خیالش سخت بود آری که روزی سر کنم بی‌تو            چگونه بودنم را بعد از این باور کنم بی‌تو؟

سرت را در خیالم شانه می‌کردم که طوفان شد            کمی آهسته‌تر ای باد! گیسویش پریشان شد

 به‌روی نیزه چشمان تو را پردرد می‌بینم            در اطراف خودم تا می‌شود نامرد می‌بینم

و من ناباورانه خیره می‌مانم به جایی‌که            شکسته حـرمت قاری و شأن آیه‌هایی‌که

برای قـوّت قــلبم ز لب‌های تو نازل شد            بخوان جانم فدایت، سوز صوتت مرهم دل شد

بخوان قرآن برای کودکی که پای تو جان داد            به این قصه چگونه می‌شود امروز پایان داد

که هم تو باشی و هم من شبیه روزهایی‌که            حیاط خانۀ ما بود و آن حال و هوایی‌که

: امتیاز

زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در هنگام ورود به کوفه

شاعر : بردیا محمدی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : مثنوی

یـا قـاهـرَ الـعـَـدُوُّ وَ یـا والـیَ الـوَلـی            یا مظهر العجایب و یا مرتضی علی

پـایـانِ باشـکـوه، به کـابـوس بـد بـده            زینب رسیده کوفه، پدر جان مدد بده


در کـوفه سهـم دخـتر تو آهِ سـرد شد            پنجاه سال پرده‌نـشین، کوچه‌گَرد شد

تا پـای ما به معـرکه‌ای نامراد رفت            خلخال دخترانِ حسین‌ات به باد رفت

نیزه‌نـشین تو همه را پیر کرده است            شکل سرش دو مرتبه تغییر کرده است

این حرمله به کامِ همه، زهرِ ناب ریخت            این حرمله کنار رباب تو آب ریخت

از دست این مصیب جانکاه، داد، آه            زیـنب کجـا و مـجـلسِ اِبـن زیـاد، آه

در بزم او نمک به غمِ جاری‌ام زدند            با چوب‌دست روی لب قاری‌ام زدند

کـوفـه که زیر پـاش نهـاد احترام را            بـاید خـدا بخـیـر کـنـد شهـر شـام را

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت‌های معتبر حذف شد؛ موضوع جشن، شادی، رقصیدن و ... در شام بوده نه در کوفه و براساس کتب معتبر تاریخی همچون: الفتوح ج ۵ ص ۱۲۱؛ أمالی مفید ج ۳۸ ص ۳۶۷؛ اللهوف ص ۱۳۰؛ مناقب آل ابیطالب ج ۴ ص ۱۱۶؛ مَقْتَل خوارزمی ج ۲ ص ۴۶؛ مُثیرُالأحْزان ص ۲۰۹؛ جلاءالعیون ص ۵۹۳؛ بحارالأنوار ج۴۵ صص ۱۰۹و ۱۶۴؛ منتهی‌الآمال ص ۴۸۵؛ قمقام ص ۵۱۶؛ نفس‌المهموم ص ۳۵۳؛ مقتل امام حسین ص ۲۲۳؛ مقتل مقرّم ص ۲۹۹؛ مقتل جامع ج ۲ ص ۴۳  و.... در شهر کوفه مردم پشیمان شده و گریه زاری می‌کردند، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین‌جا کلیک کنید. ضمن اینکه در منابع معتبر برای شهر شام هم جشن پایکوبی نقل کردهاند نه پرتاب سنگ و آتش و ...

چشمان شور، آیـنه‌ات را نـظر زدند            در پیش خانۀ تو سرم را به در زدند

این کوفیان به نسل تو، گمراه  گفته‌اند            خیلی به دخـترت بد و بیـراه گـفته‌اند

بی‌حـرمتی به آل تو وقـت ورود شد            از بس‌که سنگ خورد حسین‌ات، کبود شد

 

زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها با سر مطهر برادر

شاعر : حسن خسروی وقار نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

مثل همیشه از همه سرها سری حسین            بر نیزه دیدمت، چقدر محـشری حسین

از هـر کـجـای دشت شـمـیم تو می‌وزد            عـطـر گـل مـحـمـّدیِ پـرپـری حـسـین


تا گفت: «یا أخا...» به خدا مطمئن شدم            عـبّاس را به خـیـمه نـمی‌آوری حسین!

چشمم به توست ای سر بی‌تن که سال‌هاست            تنـهـا پـنـاه بی‌کـسی خـواهـری حـسـین

حتّی به شمر و عاقـبتـش فکر می‌کنی!            تو جـلـوه‌گـاه رحمت پیـغـمـبری حسین

از اشک ما بـنای قـیامت شود خـراب،            از قـاتـلان خویش اگر بگـذری حـسین

: امتیاز

زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در هنگام ورود به کوفه

شاعر : غلامرضا سازگار نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

غـروب نیست خـدایا چرا هلال دمیده؟            هلال را به سرِ نیزه وقت ظهر که دیده!

هلال و ظهر و سرِ نیزه و تلاوت قرآن            مصیبتی‌ست که ما دیده‌ایم و کس نشنیده


روا نبـود که از هم جدا شویم من و تو            چرا سر تو ز من زودتر به کوفه رسیده؟

دو روز پیش، جبین تو را به سنگ شکستند            چرا ز صورتت امروز خون تازه چکیده؟

کـنار محـمل، دستم نمی‌رسد به سر نی            مرا ببخش که قدّم ز بار غـصه خـمیده

به نـیـزه‌دار بگـو چند گام پـیـش‌تـر آیـد            که چند بوسه بگیرم از این گلوی بریده

: امتیاز

مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیه‌السلام در کوفه

شاعر : محمود یوسفی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

کـشتی آشفتگیِ خـَلق را ساحل، حسین            خوش‌به‌حالِ هر که دارد در دلش منزل، حسین

هیچ‌کس با دستِ خالی رد نشد از محضرش            اولین و آخـرین امـید هر سائل، حسین


بُغض او یعنی جهنم، حُب او یعنی بهشت            روز محشر دوزخ و فردوس را حائل، حسین

دل‌خوشیِ ما همین اشک است در یوم الحساب            یا اله العـالمین! اغـفـر ذنـوبی بِالْحُسین

او به فکر کل مخلوقات بود الا خودش            عاقبت حتی سفارش کرد بر قاتل، حسین

شأن او تشت طلا و بزم مِی‌ْخواری نبود            آه نور حق کجا و مجلسِ باطل، حسین

: امتیاز

ذکر مصائب اهل بیت علیهم السلام در کوفه

شاعر : غلامرضا سازگار نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن قالب شعر : غزل

کوفه میدان نبرد و سرِ نی سنگر توست            علمِ نصرِ خدا تا صف محشر، سر توست

محـشـری کرده به پا قصۀ عـاشورایت            که جهان تا صف محشر همه‌جا محشر توست


با وجودی که کند گریه به تو چشم وجود            خندۀ فـتح به لب‌های علی‌اصغر توست

به عـلـمـداری و سـقـایـی عـبـاس قـسـم            در رگ نسل جوان، خونِ علی‌اکبر توست

کس نگوید که تو تنها و غـریبی هرگز            که همه عـالم ایجاد پُر از لشکر توست

تو خـداونـد جـهـادی، بـه خـداونـد قـسم            زینبِ فـاطـمه تا حـشـر پـیام‌آور توست

چه شود دست کرم بر سر «میثم» بکشی            ای که بر روی سنان، دست خدا بر سر توست

: امتیاز

مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در کوفه

شاعر : رضا اسمخانی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

بر روی محملی که به منبر شبیه بود            سرداد خطبه‌ای که به خنجر شبیه بود

یک سو سپاه کوفه و یک سو سپاه شام            تـنهـایی‌اش چـقدر به حـیدر شبیه بود


یک زن که در محـاصـرۀ تـازیـانه‌ها            از حق که نگذریم، به مادر شبیه بود

سردار بود و پشت سرش بی‌شمار سر            آن کـاروان نـیـزه به لـشکر شبیه بود

گفت از حسین و سنگ‌دلان هم به سر زدند            حال و هوای کوفه به محشر شبیه بود

انـدوه خـواهـرانگـی‌اش را کسی ندید            از بس که غیرتش به برادر شبیه بود

قـصه به سر شد و دلـم آرام شد، ولی            حالـم به روضۀ شب آخـر شـبـیه بود

: امتیاز

زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در کوفه

شاعر : وحید قاسمی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : مثنوی

زندان کوفه بود که بال و پرم شکست            از طعـنه‌ها دوباره دلِ مادرم شکست

تـسـلـیت عـزای تـو بر مـا حـرام شد            زندان کـوفه بود که صبـرم تمام شد!


هشتاد و چار کودک و زن، لشگرم شدند            عـبـاس‌های دور و برِ مـعـجرم شدند

پـائـیـزهـا بـه یـاد بـهـارم گـریـسـتـند            زنـدانـیـان به حـالِ وقـارم گـریـستـند

محبس کجا و منزلت این حرم کجا!؟            محبس کجا و این حرم محترم کجا!؟

پـشـت سر قـبـیـلۀ ما حـرف می‌زدند            از قـیـمت سر شهـداء حرف می‌زدند

: امتیاز

زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در کوفه

شاعر : سیدمحمد بابامیری نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

به دست باد دادی عاقبت زلف پریشان را           و سر دادند بی‌تو تارها آهنگ هجران را

نبی را بر فراز کوه نور احساس می‌کردم           دمی که می‌شنیدم از لبت آیات قرآن را


همان‌هایی که ما را متهم بر کفر می‌کردند           پس از این آیه‌ها، با اشک فهمیدند جریان را

شکوه موج‌های سهمگینِ خطبه‌های من           برای صخره معنا کرد دریای خروشان را

بدن‌ها بر زمین، سرها به نیزه، کاروان در بند           فقط در «کوفه» دعوت می‌کنند این‌گونه مهمان را!

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت‌های معتبر حذف شد؛ موضوع جشن، شادی، رقصیدن و ... در شام بوده نه در کوفه و براساس کتب معتبر تاریخی همچون: الفتوح ج ۵ ص ۱۲۱؛ أمالی مفید ج ۳۸ ص ۳۶۷؛ اللهوف ص ۱۳۰؛ مناقب آل ابیطالب ج ۴ ص ۱۱۶؛ مَقْتَل خوارزمی ج ۲ ص ۴۶؛ مُثیرُالأحْزان ص ۲۰۹؛ جلاءالعیون ص ۵۹۳؛ بحارالأنوار ج۴۵ صص ۱۰۹و ۱۶۴؛ منتهی‌الآمال ص ۴۸۵؛ قمقام ص ۵۱۶؛ نفس‌المهموم ص ۳۵۳؛ مقتل امام حسین ص ۲۲۳؛ مقتل مقرّم ص ۲۹۹؛ مقتل جامع ج ۲ ص ۴۳  و.... در شهر کوفه مردم پشیمان شده و گریه زاری می‌کردند، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین‌جا کلیک کنید.

و هجـده آیـنه بر نیـزه می‌دیـدیـم، اما آه           هجوم سنگ‌ها برچید این آئـینه‌بندان را

افتتاح کانال سایت آستان وصال در ایتا

شاعر : نوع شعر : سرود وزن شعر : قالب شعر : 0

با عنایت به درخواست های تعدادی از کاربران عزیز؛ در پاسخ به این اوامر و همچنین جهت تسهیل بهتر برای کاربران؛ کانال سایت در ایتا ایجاد گردید، دوستانی که تمایل دارند عضو کانال باشند در همین جا کلیک نموده و یا از طریق لینک زیر وارد کانال شده و عضو شوند

لطفا با نشر و تبلیغ لینک این کانال؛ شما نیز در این خدمت به آستان اهل بیت سهیم باشد

    https://eitaa.com/astanevesal


: امتیاز

ذکر مصائب ورود اهل بیت علیهم السلام در کوفه

شاعر : محمود تاری نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

مـی‌رونـد آزادگـان قــافـلـه در قــافـلـه            از پـی آن قـافـلـه هـلـهـلـه در هـلـهـلـه

کاروان در اشک و آه روی نی خورشید و ماه            از قفا بر دست و پا سلـسله در سلـسله


یک جهان رنج و بلا تهمت و سنگ جفا            از پـی این کـاروان غـائـله در غـائـله

کودکان خون جگر خسته از رنج سفر            پـای آنـهـا غـرق خـون آبـلـه در آبـلـه

بـاز پیـچـیـده به هم نـالـه‌ها در نـاله‌ها            بر سـر بـازارها فـاصـلـه در فـاصـلـه

بر دل دُخت عـلی می‌زند آتش به جان            هر سخن در هر سخن هر گله در هر گله

در میان کـوفیان خطبۀ زینب چه کرد            کـز بـیـان آن فــتـاد ولـولـه در ولـولـه

در اسارت برده آه عندلیب از عندلیب            بال و پر بشکسته‌ها چلچله در چلچـله

«یاسر» از صبر و قرار می‌رسی در نزد یار            باید اینجا داشتن حـوصله در حـوصله

: امتیاز

زبانحال سر مطهر سیدالشهدا علیه‌السلام در کوفه

شاعر : مصطفی متولی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع قالب شعر : غزل

در پــردۀ غـــم مـانـده آوای گـلـویـم            زخـمی شده زیـر و بـم نـای گـلـویم

هر چه نَفَس از سینه رفته برنگـشته            بسته شده از بغـض، مجـرای گلویم


معـلـوم شد از این نـفـسهای بُـریده            یحـیـی شده روح مـسیـحـای گـلـویم

خون شفق می‌جوشد از هُرم صدایم            خـورشید می‌سوزد ز گـرمای گلویم

حالا سه روزست این كه من لب تر نكردم            از تشـنگی خـشكـیده رگهای گلویم

از تـارهای صـوتی‌ام چـیزی نمانده            غـارت شـده انـگـار اجـزای گـلـویم

معـراج، آمادهست می‌بـیـنم كه قـاتل            سـر نـیـزه را آورده تا پـای گـلـویـم

: امتیاز

ذکر مصائب شهادت سیدالشهدا علیه‌السلام در کوفه

شاعر : عاطفه جوشقانیان نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

داغـی عـمـیـق بـر دل بـاران گذاشتی            ای آن‌که تشـنه سـر به بیـابان گذاشتی

از مال و خانـواده و از جان گذشته‌ای            از مـال و خانـواده و از جـان گذاشتی


باید شنید بر سرت آن شب چه‌ها گذشت            از نیـزه‌ای که سر، به سر آن گذاشتی

خـتـمی بـرای واژۀ انـسـان گـرفـتی و            بر نـی بـنای خـوانـدن قـرآن گـذاشتی

آئـیـنـۀ عــطـوفـت و تـیـغ حـمـاسـه‌ای            ما را در این معـادله حـیران گـذاشتی

مهرت چگونه در دل ما جا گرفته است؟            باغی‌ست این که در دل گلدان گذاشتی

: امتیاز

زبانحال امام زین العابدین علیه‌السلام در کوفه

شاعر : محسن راحت حق نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

آمدم غـوغا کنم با صحبتم این کوفه را            می‌زند بـرهم تـمامِ غـیرتم این کوفه را
ذرّه‌ای سر خم کنم؟ امکان ندارد یا حسین            خانه ویران کرده گویا عزّتم این کوفه را


خطبه‌ای خواندم صدایم مثلِ حیدر پُر طنین            اضطراب انداختم با هیبتم این کوفه را
بی‌حیاها را پشیمان کردم از شور و طَرَب            زلزله ایجاد کرده صولـتم این کوفه را
روی نیزه رفته‌ای قرآن بخوان قاری من            برده در بُهتِ عمیق از حیرتم این کوفه را
صبر را هم ز صبرِ خویشتن کردم خجل            مضمحل کرده‌ست صبر و طاقتم این کوفه را
من عـلیِّ ثـانـی‌ام رزمـنـده‌ای غُـرّنده‌ام            آمدم غـوغا کنم با صحبتم این کوفه را

: امتیاز

زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در کوفه

شاعر : محسن راحت حق نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

پشتِ دروازه رسیـدم حالتم تغـییر کرد            کوفه بود و بی‌وفایی، غربتم تغییر کرد
خطبه‌ای خواندم فصیح و با صلابت چون علی            لحنِ من انگار که در صحبتم تغییر کرد


زیر و رو کردم تمامِ قلب‌ها را با سخن            این چنین شد که تمامِ هـیبتم تغییر کرد
می‌زدم از دل نوا آخر هـلالِ یک شبه            یک دو روزی می‌شود که عادتم تغییر کرد
آیه‌ای قـرآن بخوان تا که جلا گیرد دلم            در غـیابِ تو ولیکن هـمّـتم تغـییر کرد
تا
نَفَس دارم حمایت می‌کنم از مکـتبت            کاش می‌دیدی چگونه شوکتم تغییر کرد

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت‌های معتبر حذف شد؛ براساس کتب معتبر تاریخی همچون: الفتوح ج ۵ ص ۱۲۱؛ أمالی مفید ج ۳۸ ص ۳۶۷؛ اللهوف ص ۱۳۰؛ مناقب آل ابیطالب ج ۴ ص ۱۱۶؛ مَقْتَل خوارزمی ج ۲ ص ۴۶؛ مُثیرُالأحْزان ص ۲۰۹؛ جلاءالعیون ص ۵۹۳؛ بحارالأنوار ج۴۵ صص ۱۰۹و ۱۶۴؛  قمقام ص ۵۱۶؛ منتهی‌الآمال ص ۴۸۵؛ نفس‌المهموم ص ۳۵۳؛ مقتل امام حسین ص ۲۲۳؛ مقتل مقرّم ص ۲۹۹؛ مقتل جامع ج ۲ ص ۴۳  و.... با خطبۀ حضرت زینب عزت اهل بیت به رخ اهل کوفه کشیده شد لذا مردم پشیمان شده و گریه زاری می‌کردند، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین‌جا کلیک کنید.

روزگـاری بـینِ کـوفـه آبـرویی داشـتم            از نگـاهِ مـردمـانش‌‌ عـزّتم تغـیـیر کرد

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایات معتبر حذف شد زیرا همانطور که در کتب منتهی الآمال ص ۴۸۳؛ اربعین الحسینیه ص ۲۳۳؛ تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین ص ۲۱۱؛ مقتل جامع ج۱ ص ۱۴۱، مقتل تحقیقی ص ۲۶۸، پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص ۳۰۴ و دیگر کتب معتبر آمده است سر به چوبۀ محمل زدن، مغایرت با روایت های معتبر است؛ این قصه اوّلین بار در کتاب نورالعین منسوب به اسفراینی جعل شده است جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

ناگهان خولی سرِ پاک حسین بر نیزه زد            چوبۀ محمل زدم سر، صورتم تغییر کرد

زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها با سر مطهر برادر

شاعر : رضا دین پرور نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

زینبت در کوفه دارد ماجرای دیگری            آمـدم از کـربـلا به کـربـلای دیـگـری

داغ دل هامان مضاعف گشت در شهر علی            کاش می‌رفتیم جز کوفه به جای دیگری


تا رقیه گـفـت بـابـا داد مـردم شد بلـند            با خودم آورده‌ام نـوحه سـرای دیگری

با علی و یاعلی من کوفه را برهم‌ زدم            ساختم از حالشان حال و هوای دیگری

زادۀ مرجانه را با خـطبه‌ام گردن زدم            پس بخـوان ‌حالا برایم لافـتای دیگری

دست‌بسته دستگیری کرده‌ام از کوفیان            آمـده در کـوفه گـویا مجـتـبای دیگری

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل تحریفی بودن مطالب، وهن اهل بیت در غالب روضه و مغایرت با روایت‌های معتبر حذف شد؛ موضوع جشن، شادی، رقصیدن و ... در شام بوده نه در کوفه و براساس کتب معتبر تاریخی همچون: الفتوح ج ۵ ص ۱۲۱؛ أمالی مفید ج ۳۸ ص ۳۶۷؛ اللهوف ص ۱۳۰؛ مناقب آل ابیطالب ج ۴ ص ۱۱۶؛ مَقْتَل خوارزمی ج ۲ ص ۴۶؛ مُثیرُالأحْزان ص ۲۰۹؛ جلاءالعیون ص ۵۹۳؛ بحارالأنوار ج۴۵ صص ۱۰۹و ۱۶۴؛ منتهی‌الآمال ص ۴۸۵؛ قمقام ص ۵۱۶؛ نفس‌المهموم ص ۳۵۳؛ مقتل امام حسین ص ۲۲۳؛ مقتل مقرّم ص ۲۹۹؛ مقتل جامع ج ۲ ص ۴۳  و.... در شهر کوفه مردم پشیمان شده و گریه زاری می‌کردند، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین‌جا کلیک کنید. متأسفانه بعضی از سروده های شعرای گرانقدر علاوه بر اینکه مستند نبوده و کاملاً تحریفی و نشانگر عدم آشنایی آنان با مقاتل معتبر است مغایر با شأن و جایگاه اهل بیت است و گاهاً متاسفانه وهن ائمه محسوب می شود؛ فراموش نکنیم که ما اجازه نداریم به بهانه روضه به اهل بیت توهین کرده و آنان را تحقیر کنیم، این شعر را نیز ما بدین جهت ذکر کرده ایم که شما مراجعین محترم با اینگونه اشعار بسیار ضعیف و تحریفات آن بیشتر آشنا شده و دقت بیشتری مبذول فرمائید، متأسفانه اینگونه اشعار در سایت ها بدون نقد ضعف ها و تحریفات آن درج شده و بعضاً هم مورد استفاده مداحان اهل بیت قرار می گیرد که به نظر ما ظلم به اهل بیت است

عزت پنجاه سالم‌ را نگـاهی خرد کرد            کاش می‌رفتیم جز کوفه به جای دیگری

جان زینب! تو که می‌افتی به من برمی‌خورد            روی چشم من بیا نه زیر پای دیگری!

به لبـاس پـاره‌ام دارند طـعـنه می‌زنند            آشـنــای دیـگـری بـا آشـنـای دیـگـری

آی عــبـاسم بیا این مرد را سیلی بزن            می‌بـرد چـادر نـمازم را برای دیگری

کاش می‌شد نشنوی این جمله من را حسین            خلق می‌خـنـدند بر من با ادای دیگری

بی‌حیای اولی را تا که دورش می‌کـنم            زود می‌آید سـراغـم بی‌حـیای دیگـری

زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در زندان کوفه

شاعر : محسن راحت حق نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

داخـلِ زنـدانِ کـوفه یک نـوایی داشـتم            بهرِ روضه زیرِ لب، یک ته صدایی داشتم
روضه‌خوان من بودم و روضه غروبِ کربلا            بهرِ گریه بی‌امان حال و هوایی داشتم


اُمّ کـلثـوم و ربـابه مسـتـمع‌هـای من‌اند            روضه کوچک بود و من رزقِ بُکایی داشتم
روضۀ درگوشی از آنجا شروع شد جانِ من
            در دلِ محبس عجب بزمِ عزایی داشتم
تا که گفتم تشنه لب لطمه به صورتها زدند            بینِ تـاریکیِ زنـدان‌‌ کـربـلایی داشـتـم
دخترانش هم شدند از
مستمع های عزا            در هـیاهـو حـس و حـالِ آشنایی داشتم
یک ندا آمد: غـریبِ تشنۀ مادر حسین            بینِ این روضه غـمِ خیرالنسایی داشتم

بر سر و سینه زدم ، مدهوش افتادم زمین            آخـر انــدوهِ ذبـیـح بـالـقــفـایـی داشـتـم
کاش می‌مُردم میانِ روضه‌های قتلگاه            در میانِ روضه‌اش حسِّ خدایی داشتم

: امتیاز

ذکر مصائب اهل بیت علیهم السلام در کوفه

شاعر : علی اکبر لطیفیان نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

کـسـی نـداد؛ جـواب ســلام‌هـایـش را            شروع کرده به خـطـبه قیام‌هـایـش را

تـمام مـردم نـامـرد خـویش را کـوفـه            به کوچه ریخـته حـتی غـلام‌هایش را


مسیـر تـنگ، مکـافـات رد شدن دارد            خـدا به خـیـر کـنـد ازدحـام‌هـایـش را

ز کوچه رد شد و گیرم کسی نگاه نکرد            ولی چه کـار کـند پـشت بـام‌هایش را

یکی‌ست نیزه‌نشین و یکی‌ست ناقه‌نشین            بـبـین چگـونه می‌آرنـد امـام‌هـایش را

به این سه ساله بچسبد؛ سکینه می‌افتد            مــراقـبـت کـنـد آخــر کـدام‌هـایـش را

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما  پیشنهاد می‌کنیم به منظور انطباق مطالب با روایات مستند و معتبر و انتقال بهتر معنای شعر، بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید؛ لازم به ذکر است که موضوع جشن،  بی احترامی و ... در شام بوده نه در کوفه و براساس کتب معتبر تاریخی همچون: الفتوح ج ۵ ص ۱۲۱؛ أمالی مفید ج ۳۸ ص ۳۶۷؛ اللهوف ص ۱۳۰؛ مناقب آل ابیطالب ج ۴ ص ۱۱۶؛ مَقْتَل خوارزمی ج ۲ ص ۴۶؛ مُثیرُالأحْزان ص ۲۰۹؛ جلاءالعیون ص ۵۹۳؛ بحارالأنوار ج۴۵ صص ۱۰۹و ۱۶۴؛ منتهی‌الآمال ص ۴۸۵؛ قمقام ص ۵۱۶؛ نفس‌المهموم ص ۳۵۳؛ مقتل امام حسین ص ۲۲۳؛ مقتل مقرّم ص ۲۹۹؛ مقتل جامع ج ۲ ص ۴۳  و.... در شهر کوفه مردم پشیمان شده و گریه زاری می‌کردند، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین‌جا کلیک کنید.

کـسـی نـداد؛ جـواب ســلام‌هـایـش را            بـه احــتــرام نــبــردنـد نـام‌هـایـش را

مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در شهر کوفه

شاعر : محمد حسین مدرسی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

کوفیان را که تو در کوفه تماشا کردی            خطبه‌ها خواندی و الحق که تو غوغا کردی

همه گـفتن که حیدر به میان آمده است            دشـمـنان پـدرت را همه رسـوا کـردی


گفتی از حیله و نیرنگ همه کـوردلان            و تو حق را به همان معرکه افشا کردی

لـرزه‌هـا بر بـدن غـاطـبـۀ شـهـر افـتاد            کوفه را صحنه‌ای از محشر کبری کردی

با همان خطبه عجب جنگ نمایان کردی            کـمر هرچه حـرامی تو ز قـد تا کردی

جلوی چشم همه خـنده به رویت کردند            تو به چشم اسرا اشک خود اخفا کردی

کوفیان گریه‌کنان نـادم و شرمنده شدند            مثل یک شیر عرب ولـوله برپا کردی

کمرت خم شد از آن اوج مصیبت بانو            یادی از مادر خود حضرت زهرا کردی

کـوفـه یـادآور مـظـلـومـیت حـیـدر بود            یـاد مظـلـومیت و غـربت مـولا کـردی

من نگویم که چه بر قاری قرآن کردند            ناله و لعن خودت را تو به اعدا کردی

و دریغا که در این کوفه دگر سقا نیست            که تو او را ز حـرم راهی دریا کردی

آخر قـصه تو با غـصۀ خود فهـمـاندی            صبر بر حادثه را بر همه معـنا کردی

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت‌های معتبر حذف شد؛ موضوع جشن، شادی، رقصیدن و ... در شام بوده نه در کوفه و براساس کتب معتبر تاریخی همچون: الفتوح ج ۵ ص ۱۲۱؛ أمالی مفید ج ۳۸ ص ۳۶۷؛ اللهوف ص ۱۳۰؛ مناقب آل ابیطالب ج ۴ ص ۱۱۶؛ مَقْتَل خوارزمی ج ۲ ص ۴۶؛ مُثیرُالأحْزان ص ۲۰۹؛ جلاءالعیون ص ۵۹۳؛ بحارالأنوار ج۴۵ صص ۱۰۹و ۱۶۴؛ منتهی‌الآمال ص ۴۸۵؛ قمقام ص ۵۱۶؛ نفس‌المهموم ص ۳۵۳؛ مقتل امام حسین ص ۲۲۳؛ مقتل مقرّم ص ۲۹۹؛ مقتل جامع ج ۲ ص ۴۳  و.... در شهر کوفه مردم پشیمان شده و گریه زاری می‌کردند، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین‌جا کلیک کنید

کـوفـیان خـنده‌کـنان هلهـلـه بـرپا کردن            مثل یک شیر عرب ولـوله برپا کردی